السيد الخميني

مقدمه 13

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

[ مقدمه آيت اللّه جوادى آملى ] بسم اللَّه الرحمن الرحيم واياه نستعين بحث پيرامون راز هر چيزى فرع وجود آن است ؛ زيرا معدوم بىراز است . نماز از آن جهت كه داراى وحدت اعتبارى بوده ، و وحدت مساوق هستى است ، از وجود حقيقى بهره‌اى نداشته ، قهراً رازى هم نخواهد داشت . ليكن از آن حيث كه داراى ريشهء تكوينى است ، و آن مبدأ تكوينى و موجود حقيقى در منطقهء اعتبار به صورت مجموع حركت‌ها و سكون‌ها و گفتارها و رفتارهاى جارحه و جانحه ظهور كرده است ، حتماً داراى سرّى خواهد بود ؛ چنان‌كه قرآن داراى ظاهرى اعتبارى است ؛ چون مجموع حروف و حركات است ، و داراى باطنى حقيقى است ؛ نظير « أُمِّ الْكِتابِ » كه « عَلِيٌّ حَكِيمٌ » مىباشد . تمثّل ملكوتى نماز در برزخ نزولى در معراج نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ، و در برزخ صعودى در قبر مؤمن ، نشانهء وجود حقيقى داشتن آن قبل از اعتبار دنيايى و نيز بعد از آن خواهد بود ؛ و آن اعتبارى كه محفوف به دو حقيقت بوده و مسبوق به وجود حقيقى و ملحوق به آن است ، داراى زيربناى حقيقى بوده و رمز رازيابى او انس با سابق و لاحق او مىباشد . و چون اين سبق و لحوق زمانى نيست كه با معيّت زمانى سازگار نباشد ، بنابراين ، هرجا نماز باشد آن سابق و لاحق ملكوتى با اين امر اعتبارى ملكى همراه خواهند بود .